تبليغاتX
ancient astronauts

ancient astronauts

آنچه که باید از نادیدنی ها ببینید.

اتاق الهی-بخش دوم:تبعید

نویسنده:امیرمحمد ایزدپناهی

در مطلب قبل گفتم که انکی هشت بانو داشت اما این عدد8 که در واقع عدد آفرینش است فقط در این افسانه نیامده است.بیشتر ما نام «نامو» را شنیده ایم و آنها موجوداتی هستند که در آفرینش سومر آمده اند.اما دقیقا همین نام برای آفرینش در قبیله ی دگون آفریقا که هیچ ارتباطی با سومریان نداشته هم یافت می شود آنها اعتقاد دارند که خدا 6 نامو آفرید اما یکی از اینها سرپیچی کرد پس خدا او را دو نیم کرد.که بخشی از او پاک و بخشی بد است.و از این جا هم به عدد 8 می رسیم اما در بین بانوان انکی یکی که به احتمال زیاد لیلیث یا همان شیطان است یافت می شود که بانوی پلیدی و ملکه ی شب است.

برای اینکه خیالی نبودن این داستان را بررسی کنیم سری میزنیم به آفرینش انسان در افسانه های قوم اینکا:اما در اینجا این 8 تقسیم به 4 پسر و 4 دختر شده اند که از غارشان بیرون میایند.در آن هنگام جهان تاریکی محض بود.و مردم جون جانوران می زیستند.بزرگترین این برادران مانکو کاپاک نام داشت.

(البته میدانیم که لیلیث به اعماق زمین میرود و در بین آنها نیست.و حتی در افسانه های بعضی اقوام دیگر آمریکا ی جنوبی میبینیم 1 برادر و هفت خواهر و این سیاست 4برادر را اینکاها به دلیلی ریختند تا 4 جانشین همیشه برای شاه وجود داشته باشد).

مانکو کاپاک میله ای را از خورشید دریافت میکند تا با آن حاصل خیزی خاک را بسنجد و دره ی کوزکو را انتخاب میکند.سپس او با خواهرش که همسرش بود میگوید اینجا را پدرمان خورشید انتخاب کرده و آنها به مردم وحشی تمدن می آموزند و فرزندانشان با آنها ازدواج میکنند.و مانکو به فرزندانش هم همین شیوه را توصیه میکند.

اگر بخواهیم دلیل علمی بیاوریم میدانیم که میتوکندری همه ی ما دی ان ای دارد و این میتوکندری فقط از مادر به ما ارث می رسد زیرا گامت نر میتوکندری ندارد.پس ما از یک مادر نیستیم.و وجود یک حوا نقص می شود.

در ضمن اگر نظرات همینطور5 تا5تا باشد دیگر ادامه نخواهم داد.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 19:22  توسط امیرمحمد ایزدپناهی(ایزدیار)  | 

اتاق الهی-بخش اول:آفرینش

نوشته:امیر محمد ایزدپناهی

بیشتر افراد به آفرینش انسان از طریق جفتی به نام آدم و حوا اعتقاد دارند.و همینطور سرپیچی آنها در بهشت .سوال:این سرای مقدس که در همه جا از آن یاد شده کجاست؟واضح است که روی زمین نیست.یکی از قدیمی ترین افراد آفپرینش نام دیلمون را مطرح میکند.اما متاسفانه عده ای نظریه ای دادند که دیلمون بحرین امروزی است اما این نظریه به دلایلی اشتباه است:

1-سومریان دیلمون را جایگاه خدایان می دانستند و تنها عده ی محدودی از انسانها حق رفتن به آنجا را داشتند(مثل زیودسیرا)

2-پوشش گیاهی دیلمون کاملا با بحرین متفاوت است

3-سومریان هیچ گاه با بحرین ارتباط برقرار نکردند و اینکار اقوام سامی دیگر بود که بعد ها به آنجا آمدند

به بحث اصلی خود یعنی آدم و حوا باز میگردیم.و نخست درباره ی منشا سومری آن بحث میکنیم.

دیلمون همه چیز را برای یک جایگاه آسمانی داشت به جز آب.انکی به اوتو(شمش)دستور داد تا از زمین برای دیلمون آب بیاورد.با ورود مایه ی حیات به این مکان نینورساگ که خواهر انکی است و مادر زمین 8 نوع گیاه می رویاند.رویدن این گیاهان با دخالت سه نسل از فرزندان انکی و نینورساگ انجام می شود.طبق گفته ی پروفسور کریمر در چندین جای منظومه به تاکید آمده است کار زایش بی درد انجام شده است.

ایزد بانو نین مو به کنار رودخانه آمد

انکی به هر سو در مرداب ها نگریست

و به پیک خود ایسیمود گفت:

آن دوشیزه ی زیبا را ببوسم؟

ایسیمود تایید میکند و انکی درون قایق به آنجا می رود و او را میبوسد او تخمه اش را در زهدان نین مو میپاشد و شروع به رشد میکند.و در نه روز به جای نه ماه ایزدان بی درد به دنیا می آیند.

اما انکی کنجکاو از آن 8 گیاه خورد تابه حقیقت آن دست پیدا کند.این گیاهان عبارت بودند از درخت ؛گیاه عسل؛علف خودروی....؛علف آب؛خار؛درخت کپر،علف.... و درخت فلوس.

نینورساگ از ماجرا آگاه میشود و سخت خشمگین می گردد.و بر انکی نفرین میفرستد.و خود از جمع خدایان ناپدید میشود.حال انکی بد میشود و 8 عضو بدنش به درد میاید.خدایان و مخصوصا انلیل در کار او میمانند.و بالاخره روباه(؟)به داد آنها می رسد و نینورساگ را باز میگرداند نینورساگ برای هر عضو پرستاری میگمارد که در کتیبه به این نحو آمده است:

’از چه رنج می بری برادر؟"

"...مرا رنج می دهد."

ابو را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

فکم مرا رنج می دهد."

نین توله را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

دندانم مرا رنج می دهد."

نین سوتو را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

"دهانم مرا رنج می دهد."

نین کسی را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

"...مرا رنج می دهد."

نزی را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

"بازویم مرا رنج می دهد."

ازیموا را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

"دنده ام مرا رنج می دهد."

نین تی را به خاطر تو زادم"

’از چه رنج می بری برادر؟"

"...مرا رنج می دهد."

انشنگ را به خاطر تو زادم"

شاید چیز جالبی را نخواندید اما بالا را توجه کنید.گیاه خواری انکی انسان را یاد آدم و حوا می اندازد.در تورات و قرآن به تاکید آمده است آفرینش حوا از دنده ی آدم بوده است.جالب تر از همه این که حوا در عبری معنای حیات بخش می دهد.در سومری دنده را تی مینامند و بانویی که پرای پرستاری انکی مامور می شود.اما در سومری تی معنای حیات بخش هم می دهد و نین تی کاملا با حوا یکی است اما این هشت زن چرا آفریده شدند؟به خاطر آفرینش 8نژاد.

در بخش بعدی به تبعید آنها خواهم پرداخت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 12:39  توسط امیرمحمد ایزدپناهی(ایزدیار)  | 

بیگانگان....گرازها

نویسنده:امیرمحمد ایزدپناهی

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a8/Taq-e_Bostan_-_Low-relief_the_boar_hunt.jpg

داشتم کتاب ایران باستان به نویسندگی ویسهوفر را میخواندم که تصویر بالا به چشمم خورد( ببخشید خود تصویر را نگذاشتم چون قالب به هم می خورد )دو مرد بلند قد آن که به خوبی خودنمایی  میکرد.همه می دانند که چنین مناظر شلوغ و درهم و بزرگ از ساسانیان به دور است.اما چگونه این تصویر را که در طاق بستان است به خسروپرویز نسبت میدهند نمی دانم!حال به تفسیر آن میپردازم:

در این تصویر سه چیز کاملا مشخص است:فیل ها و کشتی ها که علیه گرازها میجنگند.مرکز این نقش به ما نشان میدهند که گرازها از آسمان به زمین آمده اند و از آنجایی که هیچ جا ندیده ام با کشتی به شکار گراز بروند فکر میکنم مقصود از گراز باید چیز دیگری باشد.و این یک پیکار بین بیگانگان با انسانها به رهبری یک آنوناکی است این آنوناکی در دو جا آورده شده است و تصویر سمت راست یک گوی شیشه ای دور سر او قرار دارد.مسلمآ پیروز این جنگ انسانها بوده اند چون میبینیم که گراز ها در آخر فرار میکنند.


از دیگر شگفتی های این سنگ ها این است که گیاه در آن رشد نمیکند واین نشانه ی پیشرفت آنها در این کنده کاری بوده است.این نوشته ها فقط بر پایه حدس و گمان بود و اگر انصاف بدهیم کمی به حقیقت نزدیک بود اما به راستی این مرد آنوناکی کیست؟

توجه:هر نوشته ای که ترجمه شده باشد زیر آن مینویسم اما نوشته هایی مثل این که نوشته ی خودم است نامم را ذکر میکنم.هر کدام از دوستان که این مطالب را کپی کرد آدرس وبلاگ را هم بنوسید.در ضمن مرا از نظرات خود محروم نکنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 10:18  توسط امیرمحمد ایزدپناهی(ایزدیار)  |